تبلیغات
روستای تمتراب - کشاورزی و دامداری در روستا
روستای تمتراب
دشت های سرسبز از گندمذارهای زیبا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
درباره وبلاگ


لطفا نظرات و سفارشات خود را یا در قسمت نظر دهید اعلام نمائید و یا اینکه به پست الکترونیکی Hgohari1344@gmail.comارسال نمایند.با سپاس فراوان حسن گوهری

مدیر وبلاگ :حسن گوهری
نویسندگان

قرق زمینها:حدو 45 روز از فصل بهار که گذشت(نیمه اردیبهشت)اهالی روستا زمینهای خود را به

اصطلاح (قرق) میکنند،در این حالت دیگر کسی حق ندارد حیوانات خود را وارد زمینهای دیگری بکند.قرق همه

زمینهای(آبی)را شامل میشود و در مورد زمینهای(دیم )فقط زمینهائی قرق میشوند که سال قبل در آنها کشت

شده است.از قبیل کشت(گندم ،جو،عدس،نخود) و مانند آنها.

قرق چی:زمان قدیم،چون خود اهالی وقت محافظت و نگهبانی از زمینها را نداشتند،یک نفر را بدین

منظور تعین میکردند.که وظیفه پاسداری از باغات و زمینهای اهالی روستا را داشت.همچنین از ورود حیوانات

روستا های اطراف به مرزهای روستا جلوگیری میکرد،(معمولا شخص جدی و متعصب را برای این منظور انتخاب

میکردند.)

آبیاری زمینها:معمولا آبیاری زمینها،هر 8 روز یکبار صورت میگیرد.که نوبت آبیاری همه زمینها

کاملا مشخص و معلوم است.آنها چند روز قبل از شروع آبیاری زمینها،اهالی روستا،در میدان اصلی ده که

( مسجد گاباغی) نام دارد،جمع شده و در خصوص نحوه آبیاری و نوبت دهی زمینها،تصمیم گیری میکنند.و دقیقا تعین

میکنند چه کسی چه روزی نوبت آبیاری زمینش هست و کسی حق تخطی از این تصمیم و قانون را ندارد.

چیدن علفها:چیدن علفها و یونجه زارها در روستا،بطور کامل در 2 نوبت انجام می پذیرد.نوبت اول

در اوایل(تیر ماه)است و نوبت دوم در اوایل(شهریور ماه)صورت میگیرد که مثل زمان قدیم هنوز بصورت دستی

با داس(دریاز)انجام میشود.علفهائی که چیده میشوند بصورت منظم و در کنار یکدیگر روی زمین قرار می گیرند

که در زبان محلی به آنها(لای)میگویند.یک روز پس از آنکه علفها چیده شدند باید آنها را در دسته های کوچکتر

جمع آوری کنند که به آنها(جمه)میگویند.و 1 الی 2 روز دیگر این(جمه ها)را در دسته های بزرگتری بسته

بندی میکنندکه به انها(باغ)گفته میشود.معمولا از تعداد 4 عدد (جمه) 1 (باغ) بوجود می آید.برای بستن این

(باغ ها) از علفهای مخصوصی استفاده میشود که این علفها فقط در بعضی از جاهای روستا یافت میشوند و

باید جنس انها طوری باشد که انعطاف پذیر و بسیار محکم باشندو برای استفاده از انها 1 الی 2 روز قبل از بسته

بندی علفها،این علفها را آب میدهند تا خیس شده و از حالت خشکی در بیایند و سپس توسط افراد خانواده 2

نفر برای تهیه آن نیاز است که 1 نفر نشسته و علفها را به دهانه داس می گذارد و 1 نفر دیگر هم که سر پا

ایستاده و یک داس در دست می گیرد،و سپس شروع به چرخاندن داس میکند در اینصورت علفهائی را که به

دهانه داس گذاشته میشوند با چرخاندن داس،پیچ خورده و یک رشته محکم از جنس علفی را بوجود می آورند

که اهالی روستا به این رشته های محکم علفی (بورما) میگویند.که برای بستن(جمه ها) به یکدیگر از آن

استفاده میشود و سپس آنها (باغ ها)را بصورت 8 تائی در کنار یکدیگر جمع میکنند بدین صورت که 4 تا (باغ)

در یک طرف و 4 تای دیگر،در طرف دیگر قرار داده میشوند،که به این بسته 8 تائی (خروار) یا (یوک) گفته

میشود که همه 8 بسته را روی الاغ می بندند که 4 بسته در سمت چپ و 4 بسته در سمت راست پالان الاغ

محکم میشوند.و باید طوری قرار گیرند که یک طرف سبک و یک طرف سنگین نباشند که در اینصورت تا منزل به

سلامت نمیرسند.و کسانی هم که امکاناتی مثل(تراکتور)را در اختیار دارند دیگر این دردسرها را ندارند و میتوانند

مقدار بسته های زیادی را پشت واگن جمع کرده و کار چند روز را یکباره انجام بدهند.

به هر تر تیب این بسته ها (باغ ها) را با هر وسیله ای که در اختیار دارند (تراکتور یا الاغ ) از زمینهای خود

می آورند و همه آنها را بالای پشت بام خود جمع آوری می کنند.به مجمو عه این علفهای خشک که بصورت

فشرده و منظم روی پشت بام خانه ها جمع میکنند،در زبان محلی(تایا)میگویند.و بزرگی و کوچکی آن بستگی

به مقدار زمینهائی ست که صاحب آن (تایا) دارد و هر چقدر اهالی روستا،زمینهای بیشتری در اختیار داشته

باشند،مقدار علفهائی را که می آورند نیز بیشتر خواهد بود.بعضی از روستائیان،محل مخصوصی را برای جمع

آوری این علفها،در کنار خانه های خود درست میکنند که به اتاقک کوچکی شبیه است که در زبان محلی،به این

نوع سازه ها(کلاوا)میگویند.آنها علفهای خشک را که به پشت بام آورده اند،ابتدا در داخل(کلاوا)جمع میکنند تا

این علفها،هم از دسترسی حیوانات دیگر اهالی در امان باشند و هم محکم در جای خود قرار بگیرند و وزش بادها

و امثال آن،موجب ریزش و تخریب آنها نگردند.اهالی روستا،روی علفهای جمع آوری شده(تایا)را با نایلون و یا چادر

میپوشانند تا از نفوظ آب باران و برف به داخل آنها جلوگیری شود چرا که در غیر اینصورت همه علفها خیس شده

و دیگر غیر قابل استفاده میگردد و به اصطلاح اهالی روستا،میسوزند و هیچیک از دامها از این علفها استفاده

نخواهند کرد.

زمان مصرف این علفها در ماههای سرد سال میباشد،و حدودا از نیمه ( آبان ماه) شروع شده و تا نیمه

(اردیبهشت ماه)سال آینده،ادامه دارد.این علفها در واقع آذوقه حیوانات آنها در ماههای سرد سال محسوب

میشود.و در زمستان هر روز مقداری از آنرا که نیاز روزانه دامهاست،خرد کرده و به مصرف دامها میرسانند.به

دستگاهی که با آن در زمستان علفهای خشک را خرد میکنند در اصطلاح محلی (چین) و یا (اوراغ) میگویند.

که کار اهالی را راحت و آسان کرده است.هم اکنون اکثر اهالی روستا از نوع برقی این علف خردکن ها استفاده

میکنند که کارآیی بالا و راحت تری دارند.بطور کلی اهالی روستا یکی از مهمترین دسترنج و محصولشان،همین

علفهای خشک(تیه)میباشند و برای جمع آوری و تهیه آنها،تمام اعضای خانواده بمدت( 6 ماه ) شبانه روز به

سختی تلاش میکنند و یکی از دغدغه های همیشگی آنها همین تهیه آذوقه برای دامهایشان میباشد،در واقع

تمام مراحل( آبیاری زمین،چیدن علفها،خشک کردن و سپس آوردن علفها،و نیز جمع آوری آنها بر روی پشت بام

خانه ها)در کنار یکدیگر محصولی بنام(تیه)را تشکیل میدهند.که در صورت کوچکترین اتفاقی که منجر به نابودی

و از دست رفتن آنها بشود،بطور حتم باعث نابودی دامهای وی شده و میتواند زندگی شخص را در معرض خطر

انداخته و یا کاملا از بین ببرد.

پاسبانی در روستا: در جامعه روستائیان،گاهی اوقات اموال و محصولات روستائیان دچار غارت و دزدی میشدند،

و از آنجائیکه دولتهای مرکزی قادر به مقابله جدی

با این پدیده زشت نبودند،اهالی روستا به فکر این افتادند تا خودشان نگهبانی و محافظت از اموال و محصولاتشان

را بر عهده بگیرند،به همین منظور بود که هر شب 2 نفر از اهالی روستا را انتخاب میکردند تا مسئولیت پاسبانی

و حراست از محیط روستا و اموال روستائیان را بر عهده بگیرند،آنها بایستی از ابتدای شب تا طلوع خورشید،به کار

نگهبانی و گشت زنی میپرداختند،این عمل موفقیتهای زیادی را بهمراه داشت و آمار دزدیها و غارت اموال آنان را

کاهش داد و تا حدودی آسایش و امنیت را به روستا باز گرداند.

کاشت گندم:اهالی روستا در فصل پاییز  گندم میکارند.و زمینهایی را هم که می خواهند در فصل

بهار سیفی جات بکارند در فصل پاییز شخم میزنند.تا برای کشت بهاره اماده شوند.انها 2 نوع کشت دیم دارند:

(کشت پاییزه و کشت بهاره)کشت پاییزه به کشتی میگویند که در فصل پاییز انجام میدهند.از ان جمله کاشت

گندم که یکی از محصولات مهم و استراتژیک اهالی روستاست.که زمان برداشت ان در مرداد ماه است و بیشتر

مواقع با کمباین برداشت میکنند.و کشت بهاره که شامل همه صیفی جات اعم از کاشت(نخود ، عدس و ...)که

در بهار کشت میشوند.و در مرداد ماه هم برداشت میشوند.

چیدن گندمها:روستائیان برای چیدن گندمها،صبح زود به گندمزار میروند و معمولا 2 الی 3 بسته(باغ)

از آنرا را که چیدند روی هم میگذارند تا سایه بانی از انها درست کنند که به آن (کولگن دیریح) گفته میشود

در واقع این سایه بان برای خنک نگه داشتن کوزه آب و نان و بقیه مایحتاج انها ست.تا در اثر گرمای شدید آفتاب

گرم و غیر قابل استفاده نگردند.و هرگاه خسته شدند در زیر سایه ان بیاسایند.

خرد کردن گندم و تبدیل آن به آرد:روستائیان پس از آنکه همه محصولات خود اعم

از(گندم،جو،نخودسیاه،نخود سفید،عدس ...)را در جائی بنام (خرمن) بطور منظم جمع آوری کردند،شروع به

خرد کردن و سپس جداسازی آنها میکنند،

به مجموعه گندمهای بسته بندی شده ای که در خرمن بصورت منظم و مرتب روی هم انباشته میگردند،(کولش)

گفته میشوند.این(کولشهای گندم) باید توسط دستگاهی بنام (خرمن کوب)خرد شوند.دستگاه خرمن کوب نیز

انواع و اقسام مختلفی دارند،بعضی از آنها گندمها را کاملا از کاه جدا کرده و در کیسه های مخصوص میریزند،که

استفاده از این نوع خرمن کوبها،کار اهالی روستا را آسان تر کرده و آنها فقط زحمت حمل کیسه های گندم را به

طرف انبار و یا خانه ها میکشند،ولی بعضی دیگر از انواع خرمن کوبها،گندمها و کاه ها را با هم خرد کرده و بصورت

مختلط روی هم انباشته میکنند،که در آن صورت روستائیان باید شبانه روز تلاش کنند،کاه ها و گندمها را بوسیله

ابزاری به نام ( شنه ) که در 2 نوع چوبی و فلزی یافت میشوند،مقابل باد قرار بدهند تا به مرور زمان گندمها از

کاهها جدا شوند و چون کاهها از وزن و حجم کمتری نسبت به گندمها دارا هستند در اثر برخورد باد،چند متر

پائین تر در گوشه خرمن فرود آمده و روی هم انباشته میگردند،و اینگونه نیست که اهالی روستا بمحض وزیدن هر

گونه بادی به باد دادن کاهها و جداسازی گندم از آنها مبادرت بورزند،بلکه برای این عمل باد مخصوصی نیاز است

که این باد از سمت شرق می وزد و به ( مه یل ) معروف است،در صورت نبود این باد میتوان از وجود باد دیگری

بهره جست،که از سمت شمال می وزد و به (سلیان ) مشهور میباشد.چنانچه هیچکدام از بادهای مذکور وجود

نداشته باشند باید صبر کنند یکی از آنها به جریان بیفتند و گرنه نمیتوان عمل جداسازی  را انجام داد.بطور کلی

به عمل جداسازی و باد دادن کاهها و گندمها،در زبان محلی ( سوروغ آتما ) گفته میشود،که یکی از مهمترین و

همچنین مشکل ترین کارها در خرمن محسوب میشود و با اتمام این مرحله کار جداسازی گندم از کاه تقریبا پایان

میپذیرد،و گندمهائی را که در اثر عمل (سوروغ آتما) در گوشه ای از خرمن روی هم انباشته  شده اند را ( دژ )

میگویند و روستائیان کیسه های خالی را از گندمهای موجود در ( دژ ) پر میکنند.و دیگر محصولات خود را که در

(خرمن) آماده بسته بندی می باشند،را جمع آوری کرده و در داخل گونی ها میریزند،روستائیان مصرف سالانه

خود را نگه میدارند و بقیه آنها را بفروش میرسانند.تا چند سال پیش که مردم روستا،نان مصرفی خود را خودشان

تهیه میکردند،گندم هائی را که بصورت آماده شده از خرمن می آوردند تعدادی از کیسه های گندم را که مصرف

سالانه آنها تلقی میشد،و در واقع نان مصرفی آنها را تامین میکرد با هر وسیله ای که شده به ( آسیاب)حمل

میکردند،اهالی روستا مقداری از این کیسه های گندم را هم برای کشت سال آینده در خانه نگه میدارند که در

زبان محلی به آن (زومار) میگویند و برای کشت از آنها استفاده میکنند و مقداری از آنرا هم برای مصرف مرغ و

خروس ها نگه میدارند که معمولا سعی میکنند نوع نامرغوب و بی کیفیت گندم را برای استفاده (طیور) انتخاب

کنند.

بعد از عمل جداسازی گندمها از کاهها،روستائیان کاهها را جداگانه به انبار علوفه حمل میکنند تا در زمستان با

علوفه های خردشده،مخلوط کرده و به مصرف دامها برسانند.حمل کاهها با کیسه های بزرگی انجام میگیرد که

به اندازه چندین گونی ظرفیت دارند و در اصطلاح محلی به آنها( خارال )میگویند،آنها هر بار مقدار زیادی از کاهها

را در داخل این کیسه های بزرگ ریخته و سپس با الاغ و یا هر وسیله دیگری به انبار علوفه حمل میکنند.

در روستای عرقطو یک آسیاب(دیرمان)وجود داشت که متعلق به آقای(حاج ممد حسن قربانی) ارباب عرقطو بود

که یک دیرمان بسیار مجهز و سیستماتیک بود این دیرمان در منطقه بی همتا بود و قدرت آسیاب کردن

بسیار بالای داشت.این دیرمان توسط فرزند حاج ممد حسن بنام آقای کربلا اکبر اداره می شد و در منطقه

از اسم و رسم  بالای برخوردار بود .روستاییان از اطراف و اکناف بعد از درو کردن گندم زومار خود را برای آرد کردن

به این روستا می آورند و طبق مثل معروف آسیاب به نوبت منتظر نوبت خود می ماندند.

مردم روستای ما همه نوع فعالیت دارند . از دامداری ، دامپروری ، زنبور داری و پرورش طیور گرفته تا باغداری

انواع درختان میوه (هلو  ، سیب ، زرد آلو ، آلبالو ، گیلاس ، گلابی ، گردو ، شلیل ، بادام ، آلو ، گوجه سبز و

غیره...)

محصولات جالیزی،سبزیجات و میوه ها:از میان آنها میتوان به(هندوانه،خربزه،کومبزه

خیار،گوجه،هویج،شلغم،چغندر قند،کاهو،سیب زمینی،پیاز،لوبیا،فلفل،بادمجان،کدو،کدو تنبل، ترب) اشاره

کرد و انواع سبزیهای معطر از قبیل:(شاهی،جعفری،گشنیز،تره،تربچه،ریحان،مرزه)

کاشت میشوند. به جرات میتوان گفت که اهالی روستای ما اکثر مایحتاج خود را خودشان تامین می کنند.

دامداری و پرورش حیوانات اهلی:در روستای جبیند،اکثر ساکنین برای امرار و معاش،

خود،حیواناتی از قبیل (گاو ) را نگهداری می کنند.چرا که درد سر کمتری دارد.ولی نگهداری (گوسفندان) کار

سخت و طاقت فرسایی ست . و نیاز به رسیدگی فراوانی دارد.و مرگ و میر انها زیاد است.به همین خاطر هر

کسی توان نگهداری انها را ندارد.تا چند سال پیش،اکثر مردم گوسفند نگهداری می کردند و همه انها بصورت

نوبتی،گوسفندان را به چرا میبردند.مثلا کسی که 20 راس گوسفند در اختیار داشت،هر 2 هفته یکبار نوبت

او میشد که گوسفندان را به چرا ببرد.و کسی که 40 راس داشت 2 روز پشت سر هم نوبت او بود.و کسانی

که از این تعداد بیشتر و یا کمتر،گوسفند در اختیار داشتند نوبت انها به همین روال انجام می گرفت.در این

صورت مردم خیالشان راحت بود و مجبور نبودند هر روز یک نفر را به خاطر چند گوسفند،صبح تا غروب به صحرا

بفرستند که با این وضعیت از کارهای دیگرشان عقب می افتادند.ولی نوبت بندی به انها این امکان را میداد که

در طول یک ماه،فقط 1 الی 2 بار وقت خود را صرف چرای گوسفندان بکنند.و به راحتی به دیگر امور خود مشغول

میشدند.ولی متاسفانه امروزه هر کسی به فکر خودش هست ودیگر کمتر به این نوع همکاری ها و همیاری ها

که آسایش را برای همگان به دنبال دارد نمی پردازند.

چرای دامها:بچه های روستا،هر روز صبح زود که از خواب بیدار شدند مقداری نان و پنیر در پارچه گذاشته

و سپس آنرا در داخل نایلون میگذارند تا خشک نشود.و با بدرقه پدر و یا مادر خود گاو و گوسفندان را برای چرا به

صحرا میبرند.زمان بازگشت آنها حدود ساعت 1 ظهر است و زود تر از آن نباید حیوانات را بیاورند.

بعضی اوقات هم در صحرا می مانند و در گرمای ظهر،گله را در کنار درختی جمع میکنند تا از گرمای خورشید در

امان بمانند و یک نفر را می فرستند تا از منزلشان آب و نان برایش بیاورد.و در همانجا تا حدود ساعت 4 بعد از

ظهر اتراق میکنند تا هم استراحت کنند و آب و نان و چای بخورند .و سپس دوباره حیوانات را به چراگاه باز می

گردانند.

همیشه یکی از دغدغه های بزرگ چوپانان،حمله حیوانات وحشی مثل(گرگ)به گله های آنها ست که تاکنون

تلفات بسیار زیادی به گله های آنها وارد آورده است.در واقع کوچکترین سهل انگاری از طرف چوپانها،بزرگترین

خسارات مالی و حتی جانی را برای آنها به ارمغان می آورد.چوپانها هم چاره کار را در این دیده اند،که هر کدام

چندین قلاده (سگ)گله نگهداری کنند.تا سگهای گله از نزدیک شدن گرگ و حیواناتی مثل گراز به گله جلوگیری

کنند و واقعا هم همین طور میباشد اگر گرگ های گرسنه به گله حمله کنند غیر از سگهای گله کسی را یارای

مقابله با آنها نیست.و حیواناتی مثل(سگ) را بیشتر به این منظور نگهداری میکنند آنها در واقع نگهبان و محافظ

گله ها هستند تا گله از دست گرگها در امان بمانند.چوپانها نزدیک غروب گله را به منزل باز می گردانند.تا زنان

روستا بتوانند به موقع حیوانات را بدوشند.

خانم های روستا پس از آنکه شیر گاو و گوسفند ها را دوشیدند آنها را در گالن ها میریزند و تحویل همسران

خود میدهند تا آنها را به شیر پز تحویل بدهند،شیر پز نیز همه آن شیرها را به پنیر تبدیل کرده و بصورت پلمپ

شده به شهر میفرستند تا به مصرف عموم مردم برسد.

و از جمله حیواناتی که خیلی از اهالی در خانه های خود نگهداری می کنند مرغ و خروس است ،که نگهداری

انها در بر آورده کردن مواد خوراکی و تغذیه افراد خانواده نقش بسزایی دارد.بوقلمون غاز و اردک را هم بعضی از

اهالی روستا نگهداری میکنند.

نگهداری (اسب ) در زمان قدیم مرسوم بوده است و همه اهالی نگهداری می کردند.و تا چند سال پیش نیز

وجود داشت.و برای رفت و آمد از آن استفاده میکردند.ولی طی چند سال اخیر با ورود امکاناتی نظیر (تراکتور ،

ماشین،موتور) دیگر کسی اسب نگهداری نمیکند.و لذت سواری با اسب فقط در خاطره ها باقی مانده است.

زنبورداری و پرورش زنبور عسل: هم یکی از مشاغلی ست که بعضی از مردم در کنار دیگر

کارهای روزمره خود به آن مشغولند.

کیفیت عسل روستای ما،در مناطق اطراف نظیر ندارد و دلیل آنهم کوهستانی بودن منطقه ماست که اکثر گلها

را در خود جای داده است.زنبور داران در اوایل بهار کندو ها را بیرون می آورند و در باغهای خود مستقر میکنند

سپس درپوش سوراخ جلوی کندو را برمیدارند تا زنبورها بعد از چندین ماه،از خواب زمستانی بیدار شده و برای

جمع آوری شهد گلها از کندو خارج شده و به تلاش و کوشش شبانه روزی خود مشغول شوند.از آنجائیکه زنبور

عسل یکی از موجودات اسرارامیز خالق هستی ست و تحقیق و بررسی در مورد زندگی ان،بسیار سخت و

پیچیده است من در اینجا فقط به ذکر چند ویژگی ان میپردازم.

بره موم:یکی از مواد مهمی ست که زنبور ها تولید میکنند،این ماده،خاصیت میکروب زدائی دارد و دارای

مواد معدنی و ویتامینهائی از قبیل:B1، B2 ، B3 (بیوتین، آلبومین، کلسیم، منیزیم، آهن، روی، سیلیس، پتاسیم

فسفر، منگنز ،کبالت ) و چندین نوع اسید های آمینه است .زنبورها این ماده را در قسمت ورودی کندو قرار می

دهند تا زنبور های کارگر که در حال بازگشت از جمع آوری شهد گلها هستند،دست و پای خود را قبل از ورود به

کندو با این ماده (بره موم) ضد عفونی (استریل) کنند تا مبادا هنگام برداشتن شهد گلها میکروبی به انها

سرایت کرده باشد و آنرا به (کلنی) منتقل کنند.

موم:یکی از کار های سخت و دشوار برای زنبورهای عسل،ساختن (موم) است که در واقع همه عسلها

بر روی آن تشکیل میشوند و زنبورها هر دو طرف آنرا با عسل پر میکنند و خود همین (موم) خاصیت داروئی دارد.

زنبورهای عسل برای ساختن 1 کیلو گرم (موم) باید حدود 10 کیلو گرم عسل بخورند تا این عسلها سرانجام

به موم تبدیل شوند.

یک گروه از زنبورها نیز به همراه ملکه ( آنا ) وظیفه زاد و ولد و تخم گذاری دارند که نوزادان آنها در داخل

( شان عسل) پرورش می یابند و زمانی که همه آنها به زنبور کامل تبدیل شدند در یک روز بطور معجزه

آسایی توسط زنبورهای دیگر از کندو رانده میشوند تا همگی بیرون بریزند و در کندوی دیگری زندگی جدیدی را

آغاز کنند.این زنبورها به همراه ملکه ( آنا )بصورت فشرده و به تعداد زیاد از کندوی مادر بیرون می آیند و روی

یکی از شاخه های درختان در باغ می نشینند در واقع زنبورها هر کجا که ملکه شان نشست،همانجا مینشینند.

در زبان محلی به این زنبورهای جدید،که بصورت خوشه انگور از شاخه درخت آویزان میشوند (پهره) میگویند.

که زنبوردار باید یک کندوی خالی را که قبلا آماده کرده بیاورد و کمی شکر به دیواره های داخلی کندو بپاشد و

سپس دریچه کندو را زیر خوشه زنبورها قرار بدهد و پس از آنکه مطمئن شد که همه زنبورهائی که به شاخه

چسبییده اند در قسمت ورودی کندو قرار گرفته اند اقدام به تکاندن شاخه درخت میکند تا همه زنبورها داخل کندو

بریزند و در این هنگام در پوش پشت کندو را را میگذارد که به آن ( تپه جیه) میگویند تا زنبورها خارج نشوند.

و زنبورها بعد از مدت کوتاهی به این کندوی جدید عادت میکنند.

از آنجائیکه زنبور حیوانی بسیار حساس است نگهداری و پرورش آن کار هر کسی نیست.گاهی اوقات زنبورها

به امراض گوناگونی دچار میشوندکه باید به موقع با دارو آنها را درمان کرد و بعضی وقتها هم زنبورها را به اصطلاح

شته میگیرد و این شته ها به زیر شکم زنبورها چسبیده و به مرور زمان آنها را از بین میبرند،در اینصورت ماده ای

بنام ( نوار ) را در داخل کندو روشن میکنندکه دود حاصل از آن برای زنبورها ضرری ندارد ولی شته ها را از بین

میبرد.و همچنین باید دائما آنها را زیر نظر داشت تا از نظر آماری و تعدادی کم نشده باشند،که اگر جمعیت شان

کم شده باشند باید زمان تولید مثل زنبورها،تعدادی از آنها را در داخل کندوئی که ضعیف است بریزند تا جمعیت

زنبورهای ضعیف نیز به حد لازم برسند.

یکی دیگر از مشکلاتی که چند سالی ست زنبورداران را تهدید میکند،آوردن زنبورهای مهاجم از طرف بعضی از

اهالی روستا ست،که بخاطر منافع اندکی که برای آنها بدنبال دارد به این کار ناشایست مبادرت می ورزندو بدون

در نظر گرفتن عواقب این کارشان،که چه خسارات و آسیبهای جبران ناپذیری برای زنبورداران روستا به همراه دارد

همچنان به این کارشان ادامه میدهند.

نکته دیگر در مورد زنبورها این است که زنبورها با نیش زدن زندگیشان به پایان میرسد و زنبور هنگام نیش زدن

(کیسه دان زهر) خود را از دست میدهد که این کار سبب مرگ این حیوان میشود در واقع تنها اشتباه زنبور

عسل،همین است که اگر میدانست با نیش زدن خواهد مرد،هیچگاه دست به چنین عملی نمیزد که هم انسان

را آزار میدهد و هم به زندگی خودش خاتمه میدهد.در مورد سبد کندو که به آن (قالب) میگویند،باید بگویم که

فقط پدرم گاهی اوقات به بافتن آن می پردازدو چوبهائی را که با آن سبد و یا قالب کندو بافته میشوند (جوویر)

میگویند که این چوبها بسیار انعطاف پذیر بوده تا در زمان بافتن هیچ کدام از آنها شکسته نشوند.

اکثرا زنبورداران قالب های کندو،را از شهر میخرند و به فاصله 30 سانتی از قسمت جلوی کندو (قالب)چوبی را

وارد میکنند که باید دقیقا از وسط کندو رد شده باشد به این چوب (روزی آغاجی) میگویند (یعنی چوب روزی

زنبورها).و زنبورهای عسل که کندو را پر از عسل کردند از قسمت جلوئی کندو تا این چوب(روزی آغاجی)متعلق

به خودشان است.و هیچ زنبورداری حق ندارد عسل این قسمت از کندو را برداشت کنددر واقع این عسلها روزی

زنبورها در زمستان محسوب میشوند که اگر برداشت شوند بطور یقین زنبورها سال اینده را نخواهند دید و همگی

خواهند مرد.

بطور کلی 2 نوع عسل وجود دارد:( عسل تک گل ) و (عسل چند گل)

عسل تک گل:به عسلی میگویند که زنبورها شهد آنرا فقط از یک گل تهیه کرده باشند.

عسل چند گل:به عسلی اطلاق میگردد که زنبورها شهد آنرا از چندین گل آورده باشند،در واقع بهترین

نوع عسل هم،همین عسل است چرا که زنبورهای عسل برای تهیه آن از گلهای بسیاری شهد جمع اوری کرده

و در ( شان عسل ) قرار داده اند و این گلها هر کدام خاصیت های گوناگونی دارند.که کیفیت عسل را بالا

میبرند.و عسل منطقه ما،از همین نوع است چرا که آب و هوای اینجا کوهستانی ست و انواع گلها در اینجا رشد

و نمو میکنند.

عسل طبیعی و مرغوب:غنی ترین ماده خوراکی است که خداوند در اختیار انسانها قرار داده

است و هیچ ماده خوراکی در جهان قابل قیاس با ان نیست در واقع عسل طبیعی،اکثر مواد قندی،پروتئین ها

ویتامین ها،املاح معدنی و انزیم ها را به تنهائی در خود جای داده است.عسل تنها ماده خوراکی ست که با

آنهمه شیرینی در خود دارد هیچ میکروبی نمی تواند به ان راه یابدو آنرا آلوده سازد و خطرناک ترین میکروب ها

هم نمیتوانند چند روز در عسل زنده بمانند.

با اینکه عسل دارای بیشترین مقدار مواد قندی ست و نزدیک به 80 درصد آنرا مواد قندی تشکیل میدهند ولی

کمترین ضرری برای افرادی که بیماری قند دارند ندارد.بقیه مواد موجود در عسل را مواد پروتئینی،انواع ویتامینها

املاح معدنی و آنزیم ها تشکیل داده اند.

مواد پروتئینی:موجود در ان فراوان است و عسل دارای اسید آمینه های فراوانی ست که سبب

جذب مواد میشوند.

ویتامین های موجود در عسل:عبارتند از:(تیامین،ریبو فلامین،اسید اسکوربیک،پیروکسین

اسید پنتوتنیک،اسید نیکوتینیک) و همچنین ویتامین های C ، K و ویتامین های گروه B از آن جمله هستند.

املاح معدنی:موجود در عسل بسیار غنی هستند که عبارتند از :(سدیم،پتاسیم،کلسیم،منگنز،آهن

و مس)هستند که همه این مواد در تشکیل استخوان ها و تقویت آنها نقش اساسی ایفا میکنند.و مواد معدنی

دیگری چون :(روی،سلنیوم و نیکل) نیز به مقدار کم در عسل وجود دارند.

آنزیم ها:به مقدار زیاد در عسل وجود دارند که به هضم مواد غذائی مختلف در بدن کمک شایانی

میکنند.و مهمترین این آنزیم ها ( انورتاز) که به نامهای دیگری مثل (ساکاروز) و (سوکاروز) نیز آورده

شده است.و آنزیم دیگری که در عسل وجود دارد ( دیاستاز) است که به آن ( آمیلاز) نیز گفته میشود.

بهترین نوع عسل:عسل موم دار است که به آن (شان) میگویند و عسلهائی را که با دستگاه به

شیره (شفت) تبدیل میکنند کیفیت پائین تری دارند و جدا کردن موم از کیفیت آن می کاهدو بهترین وسیله

نگهداری عسل،ظرفهای شیشه ای و پلاستیکی ست و ظرفهای فلزی و حلبی باعث میشوند رنگ ،بو و طعم

عسل تغییر کند.قابل ذکر است ، عسل طبیعی در طولانی کردن عمر و مقاوم ساختن بدن در برابر انواع بیماریها

و...نقش بسزائی دارد.

روش تشخیص عسل طبیعی:چندین روش برای تشخیص عسل طبیعی وجود دارد که من در

اینجا به بعضی از آنها اشاره میکنم :

(اول):اینکه چند قاشق از عسل را درون لیوان آب سرد می ریزیم اگر زودتر در آب حل شود عسل تقلبی

ست،ولی اگر حالت سفتی و چسبناکی خود را از دست نداد آن عسل طبیعی ست (دوم): اینکه عسل

طبیعی شکرک میزند و اگر بعد از مدتی عسلی که در اختیار داریم شکرک نزد نشان میدهد که عسل ما تقلبی

ست.ولی به نظر بنده عسل طبیعی را کسانی میتوانند تشخیص بدهند که قبلا طعم عسل طبیعی را چشیده

باشند.آنها با خوردن هر نوع عسلی تا حدودی متوجه طبیعی یا تقلبی بودن آن میشوند.

منبع:http://jabyand.blogfa.com/post/15






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



تعبیر خواب آنلاین








در این وبلاگ
در كل اینترنت

تنظیم فونت